اکثر شطرنج بازان غالبا با این مشکل مواجه هستند:

در مقابل حریف  خیلی قوی تر از خودمان چکار باید انجام  بدهم؟

و البته زمانی که ما می گوییم " حریف خیلی قوی تر" در مورد حریفی صحبت می کنیم که حداقل 300_400 امتیاز از ما بالاتر باشد. اجازه بدهید که از اشتباهات مهم در چنین موقعیتی(مواجهه با حریفان قوی تر) شروع کنیم.

1) بازی کردن با این تفکر ساده لوحانه که با هر حرکت به یک مساوی مطلوب نزدیک تر شوم (برای مساوی بازی کردن). به شخصه خودم این مورد را در دفعات زیادی که در دور اول تورنمنت های سوییسی با یک حریف درجه پایین تر بازی کرده ام،مشاهده کرده ام1.

باید اعتراف کنم که هیچ چیز من را بیشتر از دیدن تلاش حریفم  برای رسیدن به یک پوزیسیون خیلی ساده خوشحال نمی کند، او با هر حرکت امتیاز پشت امتیاز  نصیب من می کند.چنین بازیکنانی احتمالا متوجه نیستند که استاد بزرگ ها معمولا چیز هایی زیادی را درباره آخر بازی شطرنج می دانند، بنابراین تلاش برای رسیدن به یک آخر بازی نامطلوب فقط به این دلیل که مهره های کمتری روی صفحه وجود دارد یک استراتژی کاملا بازنده است.به من اعتماد کنید!

2) دومین استراتژی افتضاح محبوب، انجام بعضی تلاش های تردید آمیز ، به قصد غافلگیر کردن حریف با ریتِ بالاتر می باشد.این استدلال اشتباه و ساده دلانه اینچنین است:

حریف با درجه بالاتر من اکثرا در مقابل بازیکنان تقریبا هم سطح خودش بازی کرده است و این حریفان او هرگز در مقابلش  از شاخه فوق العاده عجیب  و نامتعارفی که من در کلوب شطرنج آموخته ام استفاده نکرده اند بنابراین او آنقدر که من در این شاخه آمادگی دارم ، آماده نیست.

اجازه بدهید که نقل قولی بسیار آموزنده از استاد بزرگ الکس یرمولینسکی برگفته از کتاب عالی اش" مسیری برای پیشرفت شطرنج" داشته باشم:

" می خواهم راز کوچکی را فاش کنم: من هیچ چیز  را بیشتر از دور شدن حریفم از تئوری شاخه اصلی دوست ندارم(یعنی رفتن به شاخه های فرعی و غیر متعارف شطرنج).

بفرمایید! غافلگیرم کنید،تمرکزم را به هم به زنید، مرا به فکر وادارید _به هر طریقی که می توانی _ اما با همه این ها اتفاق جالبی که رخ می دهد این است: تو بعد از ده حرکت اول یک پوزیسیون خوب را همراه با مهره های زیادی بر روی صفحه تقدیم من می کنی و من بالاخره راهی را برای غلبه بر هر کسی که 300 امتیاز از من پایین تر باشد پیدا خواهم کرد."

 پس استراتژی درست چیست؟ برعکسش را انجام بده! بهترین بازی ات را انجام بده و بهترین گشایشی را که بلد هستی اجرا کن. دلیلش ساده است.اگر تو بتوانی مقداری برتری پوزیسیونی بدست بیاوری و همینطور بازی رو پیش ببری حریف نیرومندترت قادر خواهد بود تا با استفاده از مهارت های عالی شطرنج خود به تدریج تو را در طی یک بازی طولانی شکست دهد حالا اگر تو برای دستیابی به یک حمله قوی مدیریت داشته باشی یک ضربه خوب می تواند حریف را به هم بریزد و بازی را به مسیر دیگری بکشاند.

می خواهم یک مثال واقعی از یکی از بازی های یکی از شاگردانم ارائه کنم.

 این مثال از یک تورنمنت آزاد مهم است و شاگردم جیسون دانکن(با درجه 2161 فیده) با یکی از قویترین شطرنجبازان ایالات متحده استاد بزرگ یوری شولمن (با درجه 2576) بازی داشت.همانطور که ملاحظه می کنی اختلاف  درجه این دو بیشتر از 400 امتیاز است اما جیسون وحشت نکرد و تنها تلاش کرد که بهترین بازی اش را انجام دهد. او به عنوان شروع کننده بازی حمله هندی شاه را که ما قبلا چندین هفته روی آن گفت و گو و بحث کرده بودیم انجام داد.این حمله یک شاخه فرعی در مقایسه با شاخه های اصلی سیسیلی است اما قطعا جزو گشایش های عجیب و غیر متعارفی که در بالا در مورش صحبت کردم به شمار نمی رود به علاوه در طی درس هایمان ما بسیاری از بازی های فیشر را آنالیز کرده بودیم و جیسون بخوبی آگاه بود که حمله سفید می تواند بسیار جدی باشد وشاه سیاه می تواند صرف نظر از قدرت یک بازیکن مات شود.حالا اجازه بدهید که بازی را مشاهده کنیم.

من به تو فرصتی را می دهم تا مهارت های حمله خود را آزمایش کنی و ببینی که در موقعیت مشابه در مقابل یک حریف خیلی قوی تر چگونه بازی خواهی کرد،بنابراین این بازی به عنوان یک آزمون خواهد بود و به یاد داشته باش که تو میتوانی هر زمان که بخواهی کل بازی را از اولین حرکت با کلیک بروی" solotion "وسپس "move list" مرور کنی.

سفید آماده است تا حمله اش را شروع کند. چطور باید ادامه دهد؟اگر راه حل را پیدا نمی کنی برای راهنمایی مستقیما به انتهای مقاله مراجعه کن . (این راهنمایی یک بازی کلاسیک از باتوینیک است).

می توانی ادامه ای  که کاملا دفاع سیاه را تخریب می کند پیدا کنی  ؟

یک ترکیب بسیار زیبا،اینطور نیست؟ متاسفانه جیسون فرصتی طلایی را برای شکست حریف بسیار قدرتمندش از دست داد و شاهکار خودش را خلق کرد!! حتی بعد از حرکتی که او انجام داد او هنوز برتری اش را حفظ کرده است و بعد از آن هم او فرصت های بسیار خوبی را از دست داد و  در انتها بازی رو واگذار کرد. در پایین میبینی که چطور  رویاهایش نابود می شود:

البته یوری شولمن کاملا مستحق برد بود چون بهترین دفاع را در آن شرایط سخت پیدا کرد و از طرف دیگر یصورت مداوم برای حریفش مشکلات تازه ای را بوجود می آورد. با این وجود من به جیسون دانکن بسیار افتخار می کنم. به نظر من همچین شکستی از برد های زیادی ارزشمند تر است. مهمترین نکته این است که اگر تو اینچنین بازی کنی شانس  واقعی را برای شکست دادن یک حریف بسیار قوی بدست می آوری .در ادامه یک بازی کلاسیک از باتوینیک را که در بالا به آن اشاره کردم ملاحظه خواهی کرد:

به قلم استاد بزرگ گریگوری سرپر  ( GM gregory serper)

ترجمه  : سید شهاب طاهری