گزارشی از لیست جدید ریتینگ فیده به قلم توانای آقای روزدار را در ادامه بخوانید:

اول ژانویه ۲۰۱۴ را با دیدن نخستین بارش برف آغاز کردم.
سال نو میلادی را به همه مسیحیان جهان بویژه هموطنان گرامی تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم سال پرخیر و برکتی، پیش رو داشته باشند و در همه امور زندگی موفق و سعادتمند گردند.
فیده نیز جدیدترین فهرست شطرنجبازان برتر جهان را در سایت خویش اعلام نمود و اینک می‌خواهم قدری به اسامی بازیکنان خارجی و ایرانی نگاه بیفکنم و نکاتی را که به ذهنم می‌رسد در اینجا بنویسم.
مگنوس کارلسن همچنان و با اقتدار برترین شطرنجباز جهان است و باید منتظر نشست و دعا کرد که مگنوس سال جدید را با بازیهای زیبا و بدیع خود رنگین نماید و نیز عزم خود را جزم نماید تا نخستین انسانی باشد که درجه ۲۹۰۰ را پشت سر بگذارد.
لئون آرونیان نیز همچنان دومین عضو در باشگاه ۲۸۰۰ است که تعداد اعضای این باشگاه نیز فقط دو نفر است!
ناکامورا سومین نام در فهرست فیده و برترین فرد در باشگاه ۲۷۰۰ است و کرامنیک با اندکی اختلاف او را تعقیب می‌کند.
بقیه اسامی نیز آشناست و اختلاف درجه اعضای صدرنشین باشگاه ۲۷۰۰ چنان اندک است که با برگزاری هر دوره مسابقه و چند برد و باخت قابل جابجایی می‌باشند.
فابیانو کاروآنا از ایتالیا جوان‌ترین بازیکن در میان ده نفر اول جهان است (دو سال جوان‌تر از کارلسن) که این دستاورد برای این بازیکن و کشور ایتالیا مایه مباهات است.
فابیانو در ژانویه ۲۰۱۰ در رتبه ۵۱ ایستاده بود و ژانویه ۲۰۱۱ در مکان ۲۵ قرار داشت و ژانویه ۲۰۱۲ به کرسی ۱۷ تکیه زد و ژانویه ۲۰۱۳ به پله ۷ رسید و اکنون در ژانویه ۲۰۱۴ جایگاه ۶ را از آن خود کرده است.
نزول مردان شطرنجباز چینی در چند سال گذشته نیز از ماجراهای عجیب است و با سایر جنبه‌های رو به رشد کشور چین همخوانی ندارد.
می‌دانم چینی‌ها در بخش بانوان و دختران و پسران چند برگ برنده دارند اما همه می‌دانیم که آنچه در نهایت مایه تفاخر ماندگار است همانا جدول اصلی فیده و تعداد نوابغی هست که در صدر این فهرست نمایان می‌شوند.
چینی‌ها و ژاپنی‌ها از هزاران سال قبل بازیهای فکری خود را داشته‌اند که برخی از آنها بسیار شبیه به شطرنج است و همین امر نوید کشف نوابغ شطرنج در کشورهای بزرگ و ثروتمند و منظم چین و ژاپن را می‌داد که گویا چندان موفق نبوده‌اند
مایه حیرت است که اکنون کشور ژاپن هیچ استاد بزرگی ندارد و فقط دارای یک استاد بین‌المللی است و در میان کشورهای عضو فیده در رتبه نازل ۸۵ قرار دارد و گرچه شبیه یک شوخی لوس است اما واقعیت دارد که کشور سوریه دارای چهار استاد بین‌المللی می‌باشد و کشور زامبیا یک استاد بزرگ و چهار استاد بین‌المللی دارد.
شاید بد نباشد که شطرنجبازان فرسوده ایران بروند در ژاپن بازی کنند تا حداقل از مواهب مادی بهره ببرند!
و اما شطرنجبازان ایرانی...    بقیه در ادامه متن 


چشم من سیاه شد و به حسرت ماند که در فهرست طویل زنان و مردان شطرنجباز جهان نام یک ایرانی را ببینم و نشد که نشد!
البته احسان قائم مقامی هنوز دارد در اینجا و آنجا مصاحبه و کنفرانس و بحرطویل صادر می‌کند که توانسته پشت کارپف بازنشسته را به زمین بمالد و خب البته رویش نمی‌شود بگوید برای رفع قضا بلا بود که به نایجل شورت بازنشسته به شکل فجیعی باخت!
پسرجان و پسرجان‌ها و دخترخانمهای گرامی، لطفا بیهوده خودتان را گول نزنید و با اسامی قهرمانان افسانه‌ای شطرنج جهان بازی نکنید، شما کجا و کارپف کجا؟
احسان برای سنجش عملکرد خود بهتر است به بازیهای چند روز قبل در العین امارات نگاه کند و اگر توانست سرش را از شدت شرم بلند کند، آنگاه بیاید و درباره مفاخر خود کارناوال شادی راه بیندازد.
احسان باید نسل پوسیده خسرو هرندی را به یاد آورد که چگونه با ایجاد باند مافیایی اجازه ورود به جوانان و نوجوانان را نمی‌دادند و احسان خودش چند بار تعریف کرده که برای ورود به جرگه آنها در سنین نوجوانی مجبور بوده با عناوین نظافتچی و آبدارچی و مسئول تابلو در سالن مسابقات حضور یابد.
بد نیست احسان و امثال احسان، به علی دایی و شعار صد هزار نفری در ورزشگاه آزادی بیندیشد که مردم یکصدا و با خشم فریاد می‌زدند: دایی حیا کن، تیم ملی را رها کن.
احسان برای فخرفروشی می‌گوید که کمر کارپف را شکسته و گلایه می‌کند که آن ده نفر اول فهرست فیده دور خود یک دیوار کشیده‌اند و با احسان بازی نمی‌کنند تا احسان بتواند کمر ایشان را نیز بشکند و درجه خود را بالا ببرد و بعد یادش می‌رود که سالهاست در لیگ معتبر آلمان بازی می‌کند و برترین بازیکنان جهان در آنجا روی میزهای شماره یک حضور دارند و همیشه در آن سالن چندین نفر از باشگاه ۲۷۰۰ هستند که احسان را یارای مقابله با ایشان نیست.
احسان بهتر است به یاد بیاورد که در فهرست اولیه بازیهای چند روز قبل العین در پله ۱۵ ایستاده بود و در انتها به رتبه ۴۵ نزول کرد و با عنوان استاد بزرگی و درجه ۲۵۶۰ زیردست بازیکنانی از عراق و مصر که درجه الو آنها ۲۰۷۰ و ۲۲۳۴ و ۲۲۴۶ است، ایستاد.
و به یاد بیاورد که کشورهای عراق و مصر سالهاست دچار بحران اجتماعی و فروپاشیده هستند و اگر احسنت و آفرینی هست، باید نثار آنها کرد.
به این نشانی بروید و ببینید که احسان در کجای فهرست نهایی رده‌بندی مسابقات العین قرار دارد و چه کسانی بالاتر از او ایستاده‌اند.
قبلا گفته و نوشته‌ام که با مافیابازی نمی‌توان در بازی سراسر خرد شطرنج صاحب عنوان شد، کلاه سر خودتان نگذارید.
اگر احسان قائم‌مقامی بهترین شطرنجباز تاریخ کشور ایران باشد آنگاه باید افزود: وای اگر از پس امروز بود فردایی!
پویا آیدنی نیز که در روزهای پایانی مسابقات قهرمانی کشور دچار لغزش باورنکردنی شد، خوشبختانه در مسابقات العین جبران مافات کرد. او باید هوشیار باشد و قدر جوانی خود را بداند تا "حیا کن، رها کن" را به این زودیها نبیند و نشنود.
برای کودکان و نوجوانان بجز آرزوی موفقیت چیزی نمی‌توان گفت که البته ما ریش‌سفیدها از اکنون افسوس‌خور هرز رفتن شادابی و هوش ایشان هستیم ولی برای عدم تضعیف روحیه و توی ذوق نخوردن این غنچه‌ها چیزی نمی‌گوییم تا حداقل چند صباحی با شادکامی زندگی کنند.
به اواسط فهرست جوانان و دختران فیده که بنگریم قدری دلمان شاد می‌گردد که شاهد چند نام ایرانی هستیم اما چه بگوییم از آینده این غنچه‌ها؟
فعلا که دلخوشی روسای شطرنج ایران در عکس یادگاری گرفتن با رییس فیده و لابی کردن برای کسب منصب معاونت است و اگر فردا بگویند که جناب کامبوزیا را به جرم رشوه و اختلاس در کنار بابک زنجانی و شهرام جزایری نشانده‌اند، اصلا تعجب نمی‌کنم
داستانهای تبانی گلی‌زاده‌ها و توفیقی‌ها هم از یاد هیچکس نرفته است و نمی‌رود
همین امسال وقتی من نوشتم که تساویهای پانزده حرکته احسان با بازیکنان گمنام مشکوک است، آه و فغان و لعن و تمسخر از برخی برآمد که تو به رموز شطرنج آشنا نیستی و نمی‌دانی برنامه‌ریزی در مسابقات چگونه است و الی آخر.
اما هم بنده می‌دانم احسان و امثال احسان چرا در دورهای آغازین با بازیکنان گمنام تساوی می‌کنند هم سایر عاقلان دانند.
قوانین جدول سوییسی را هر ابجدخوانی بلد است و هر خنگی هم می‌داند که چند تساوی آغازین باعث می‌شود تا احسان با شطرنجبازهای مطرح روبرو نشود و بعد او در مصاف با بازیکنان بی‌تجربه و نوجوان شروع به جمع‌آوری امتیاز کند و روز آخر هم یک دیدار تقریبا مشکل داشته باشد که او بلد است چگونه آن بازی آخر را ختم بخیر کند و قهرمان شود.
بله اینهاست همه دانش و تجربه احسان و هواداران سینه چاک دوز و کلکش برای گدایی یک مقام بی ارزش در سطح داخلی.
بفرمایید بگویید که یازده بار یا یازده هزار بار قهرمانی ایران به چه دردی می‌خورد؟ برای خسرو هرندی چه دستاوردی داشت؟ کامران شیرازی و مهرشاد شریف و پیرواولیا چه غنیمت بردند؟
حکایت احسان دقیقا شبیه شوخی علی دایی برای بیشترین تعداد گلهای زده شده توسط یک بازیکن در سطح جهان است!
همان موقع که علی دایی با تفاخر از کسب رکورد گلزنی خود می‌گفت، عقلا به او یادآوری کردند که هر بازیکن درجه سه اروپا و آمریکای جنوبی هم می‌تواند به تیمهای مالدیو و بورکینافاسو صد تا گل بزند و اگر مردی برو در اروپا گل بزن
وقتی پله و مارادونا و زیدان و رونالدو و مسی با افتخار کفش طلایی و توپ طلایی را دریافت می‌کنند، هم مردم می‌دانند و هم کارشناسان می‌دانند و هم خود بازیکنان می‌دانند که این گلها را به امثال تیمهای انگلیس و آلمان و ایتالیا زده‌اند، وگرنه برای زدن صد تا گل به افغانستان و مالدیو و بورکینافاسو، هیچکس تره هم خرد نمی‌کند
حکایت شطرنج هم همین است و باید در میان ده نفر اول فهرست فیده جای داشته باشی تا قدری احترام به دست آوری و جایی در تاریخ برای خود باز کنی و شاهد مدعایم هم همین بازیهای العین و رتبه نازل احسان.
و حتی وجود یک شخص نابغه در یک کشور هم کافی نیست، باید کارخانه نابغه‌سازی استمرار داشته باشد و انباشت تجربه رخ دهد؛ مثلا همین مگنوس کارلسن اگر تا صد سالگی هم قهرمان جهان باقی بماند، فقط منحصر به یک دستاورد شخصی می‌شود اما اگر دو سه سال دیگر چند نوجوان نابغه در نروژ پدیدار گردند آنگاه مگنوس می‌تواند به دستاوردهای پایدار خود افتخار کند همانگونه که قهرمانان افسانه‌ای روسیه چنین کردند و کارستانی به راه انداختند که شطرنج مترادف با نام روسیه شد
مایه حیرت است که احسان یا شایسته و دیگر شطرنجبازان پا به سن گذاشته چرا یک وبلاگ شطرنجی ندارند؟ چرا ایشان عاجز از تفسیر زنده و همزمان مسابقات مهم هستند؟ آیا چنین چیزی در دنیای امروز متصور است؟
محض اطلاع جوانان و نوجوانان بنویسم که بیشتر از یک قرن قبل، از زمان اشتاینز به بعد، همواره قهرمان و چند نامزد قهرمانی جهان وظیفه داشتند که سردبیر نشریات شطرنج شوند و سپس وظیفه تفسیر در رادیو و تلویزیون را نیز به دوش گرفتند
باتوینیک و پتروسیان و تال و کارپف و کاسپارف، سردبیر مهمترین نشریه شطرنج جهان به نام شاخمات بودند و همزمان به صورت ثابت و به مدت چند سال در رادیو و تلویزیون روسیه برنامه هفتگی نقد و آموزش و تفسیر شطرنج برای عموم مردم را به عهده داشتند و در بهترین موسسات شطرنج هم تدریس منظم داشتند و وظیفه اخلاقی خود می‌دانستند که به صورت هدفمند کتاب هم بنویسند، اگر نمی‌دانید بروید بپرسید
نمی‌دانم آیا احسان و شایسته هر روز صبح که از خواب برمی‌خیزند دچار رویابافی کودکانه می‌شوند و فکر می‌کنند که در این سن و سال می‌توانند معجزه کنند و جای کاسپارف و یودیت پولگار را بگیرند؟
خب پسرجان و دخترخانم، بنشین یک وبلاگ راه بینداز و هر روز یک بازی مهم را تفسیر کن تا به سهم خود در گسترش دانش تخصصی شطرنج ایران مشارکت داشته باشی، البته این کار مستلزم داشتن دانش عمیق شطرنج است تا یک نفر بتواند بازی کارلسن و آرونیان و کرامنیک و آناند و ناکامورا را به صورت زنده و بدون تقلب از روی دست نوابغ خارجی، تحلیل نماید.
یکی دو ماه قبل که بازی قهرمانی جهان میان کارلسن و آناند در جریان بود، در تهران یک مکانی ایجاد شده بود تا همزمان با بازیها، شطرنجبازهای صاحب نام ایرانی بیایند و بازی آن روز را تحلیل کنند.
نوشته‌های منتشر شده در وبلاگها از سوی کسانی که در این جلسات شرکت کرده بودند نشان می‌دهد که اولا چقدر سطح تفسیرها نازل بوده و درثانی مایه حیرت و افسوس بنده شد که یکی از شطرنجبازان مطرح کشور وقتی در صفحه نمایشگر سالن دید که ناکامورا برای کارلسن فلان حرکت را پیش‌بینی کرد، با تمسخر گفت: تو که یک بازیکن تاکتیکی هستی، دیگر چه می‌گویی؟
واقعا این لحن لمپنی و چاقوکشی هم نوبر است.
اولا چه کسی گفته است که بازیکنان تاکتیکی مقبولیت ندارند؟ مگر آلخین یا تال و صدها نام بزرگ دیگر از بازیکنان تاکتیکال موجب سرافکندگی است؟ و درثانی گیرم که شما درست بگویی و ناکامورا یک بازیکن نادان تاکتیکال است و شما یک بازیکن نابغه پوزیشنی، خب عزیزجان چرا نام شما در صدر فهرست فیده نیست و درجه شما در آستانه ۲۸۰۰ قرار ندارد؟ اصلا تو کی هستی و بجز افراد خانواده و چهار نفر از دوستان دوران کودکی‌ات، چه کسی تو را می‌شناسد؟
آیا گفتن و نوشتن چند تا جمله کلیشه‌ای که اکنون باید مرکز را بست و قطر سفید را باز کرد و پیاده ایزوله را نشانه گرفت، دردی را دوا می‌کند و نشانه نبوغ تخصصی است؟
همگان اذعان دارند که آناتولی کارپف افسانه‌ای، یکی از برترین شطرنجبازان پوزیشنی تاریخ است و خوشبختانه ایشان زنده و سالم و دارای صحت عقل هست، بروید از ایشان بپرسید که آیا می‌توان بازیکنان را به صراحت در دو دسته پوزیشنی و تاکتیکال جای داد؟ و آیا می‌توان گفت که بازیکنان پوزیشنی بر بازیکنان تاکتیکال ارجح هستند؟
از کاسپارف همین پرسشها را بپرسید، از مگنوس و کرامنیک و آناند بپرسید
اصلا یک نفر بیاید برای بنده به صورت مستدل و در برابر دیدگان همه مردم بنویسد که تفاوت تفکر تاکتیکال و پوزیشنی چیست؟ و چگونه می‌شود این دو مقوله را از هم جدا کرد؟
هر نادانی می‌داند تا زمانی که یکی از طرفین دچار اشتباه نشده، بازی به صورت پوزیشنی و با درنظر گرفتن همه جوانب جریان دارد اما به محض آنکه چیدمان مهره‌ها کوچکترین نشانه از وجود منفذ در ساختار حریف را بدهد، سپس هر شطرنجبازی همه امور پوزیشنی را رها می‌کند و به سراغ آن نقطه ضعف حریف می‌رود و با بازی تاکتیکی نتیجه را به سود خود تغییر می‌دهد.
کجای این کار جرم است؟ و درثانی اگر ناکامورا یک بازیکن نادان تاکتیکی است، خب چرا توانسته جایگاه سوم فهرست فیده را به خود اختصاص دهد و بالاتر از کرامنیک و آناند پوزیشنی قرار بگیرد و در آستانه ورود به باشگاه ۲۸۰۰ باشد؟
میخاییل تال عادت داشت یکی دو قربانی بدهد و همه را مبهوت بگذارد که این قربانی برای چه بود؟ وقتی بازی تمام می‌شد و از او می‌پرسیدند که چرا آن رخ یا فیل خود را قربانی کردی؟ جواب می‌داد برای تفکر بیشتر!
حالا شما نوابغ وطنی بفرمایید بروید برای تفکر بیشتر، هنگام بازی قهرمانی جهان، یک رخ و فیل قربانی بدهید و ردای سلطنت برتن کنید و سپس بیایید هر چه مایل هستید به همه بازیکنان جهان ناسزا بگویید و ایشان را تمسخر کنید.
بگذریم...
قرار بود درباره بارش نخستین برف زمستانی و همزمانی آن با سال نو مسیحی و فهرست جدید فیده بنویسم اما گویا شاهنامه و مثنوی را در هم آمیختم و هم پوزیشنی و هم تاکتیکی نوشتم!
بقول غرب‌زده‌ها تــــــــــــا بعـــــــــــــد!

منبع: وبلاگ ذهن آتشین