درست قبل از شروع مچ قهرمانی جهان در صوفیه ، ویشی آناند متوجه شد که حریفش وسلین توپالف به یک گروه کامپیوتر دسترسی دارد که آخرین برنامه ریبکا را اجرا کرده و انحصارا برای بلغارها مخفی نگه داشته شده است. درآن زمان کسی از خصوصیات دقیق این برنامه اطلاعی نداشت. اما اکنون می دانیم که توپالف یک سری کامپیوتر نیرومند در اختیار داشته که در کنار آن از یک سوپر کامپیوتر به نام بلوژن L (Blue Gene L) با 8792 پردازشگر که می توانستند تقریبا 500 ترافلوپس (معادل 1000 میلیارد در ثانیه!) را محاسبه کند، استفاده می کرده است.     ادامه مطلب را ببینید


در مقابل چنین سخت افزار واقعا ترسناکی که با حمایت دولت بلغارستان امکان پذیر شده بود، آناند در طی مراحل آماده سازی خود و در طول مسابقات از یک گروه انسانی 4 نفره به نام های : مگنوس کارلسن، گری کاسپاروف، ولادیمیر کرامنیک ( و تا حدودی استاد بزرگ جوان انیش گیری) سود می برد.البته این موضوع باعث حذف کامل کامپیوتر نشده بود و آناند در بخشی از صحبت هایش درباره استفاده از مشاوران الکترونیکی اش نیز توضیح می دهد.
ویشی آناند : گروه انسانی من در واقع نسبتا موثر بود.
فردریک فریدل : گروه انسانی اصطلاح جالبی است.
چون امروز مطلع شدم که توپالف و تیمش یک گروه کامپیوتری با 112 هسته داشته است و شما کامپیوتر های 8 هسته ای داشتید، بعد چطور شد که تبدیل به یک ماشین 16 هسته ای شد؟
ویشی : حقیقتا وقتی این موضوع را شنیدیم کمی نگران شدیم. ما منابعی داشتیم که نشان می داد او به تعدادی سوپر کامپیوتر قوی با نسخه ای از ریبکا که می توانست به خوبی محاسبه کند، دسترسی دارد و برای ما مشخص بود که چرا ریبکای 4 را از ما پنهان نگه داشته اند.
بنابراین باید سریعا دست به کار می شدیم. بعد عده ای با من تماس گرفتند. هاروی ویلیامسن و مارک یونیاک. هاروی یک کامپیوتر بسیار قوی داشت و به من اجازه داد در تمام طول مسابقات از آن استفاده کنم. آن به ما کمک کرد که حداقل در برخی از زمانهای بحرانی بتوانیم چند ساعتی از وجودش استفاده کنیم. آنها برخی از مسائل را عمیقا بررسی می کردند و به من اطمینان خاطر می دادند که چیزی برای بازی کردن دارم.

alt

 


 

این چیزی شبیه همان گروه کامپیوتری توپالف است. فقط با 52 هسته ( برای توپالف 112 هسته داشت)


با این وجود ، تصورمان بر این بود که شاید باید از موقعیت های بحرانی دست کشیده و به وضعیت هایی خارج از آنالیز های کامپیوتر بپردازیم. به همین دلیل بود که تصمیم گرفتیم برای مدتی از دفاع گرونفلد اجتناب کنیم و منتظر بمانیم تا توپالف اقدام به این دفاع کند که البته هرگز رخ نداد.
من کمی متعجب بودم که او از آخر بازی مسابقات الیستا اجتناب نمی کند.(یادآور مچ قهرمانی جهان میان توپالف و کرامنیک در سال 2006 که با نتیجه 8.5 بر 7.5 به سود کرامنیک پایان یافت. بازی 3 و 5 و 8 برگرفته از بازی ششم الیستا بود.)
بازیهای الیستا
به نظر ما گروه رایانه ای و همراهانش او را ترغیب به ادامه های حادتری می کردند. توپالف طبیعتا زیاد حرکت می کند. من فکر می کنم در مسابقه ما چون او دلگرم به برتری چنین سخت افزار بزرگ رایانه ای بود ، می خواست بنشیند و فقط شاهد غلبه بر ما در هر مرحله ای از بازی باشد.

 

alt

 

استاد بزرگ گوستافسون(سمت چپ) و فردریک فریدل در طول مصاحبه در Play chess


پس از بازی هشتم ، ما با مهره سیاه به دردسر می افتادیم و با مهره سفید هم با مشکلاتی روبرو بودیم. ما نمی دانستیم سیستم کاتالان را تا کی می توانیم ادامه دهیم. آن نتیجه عالی ای داده بود که توانسته بودیم از آن 2 امتیاز کسب کنیم. و سپس به این نتیجه رسیدیم که باید با روش " یک شروع بازی" ادامه بدهیم که منجر به b6 گرونفلد و نیمزو شد که قبل از آغاز مسابقات در آن تمریناتی داشتیم.
در ضمن بر روی شروع انگلیس هم اندکی کار کرده بودیم. قبل از بازی فینال یک روز استراحت داشتیم و در این مدت من به این نتیجه رسیدم که گامبی وزیر بازی کنم، چون به شروعی نیاز داشتم که به من یک بازی معقولانه بدهد، نه اینکه دست آویز سلاح غافل گیری شوم. بنابراین دست به کار شدیم و نتیجه ای عالی هم داشت.
فردریک : می خواهم سوالی کنم که می توانید بهتر از هر کس دیگری درباره اش قضاوت کنید و پاسخ بدهید. من این احساس را دارم که اگر آمادگی خیلی زیادی داشته باشید و نرم افزارتان هم خیلی قوی باشد،مرتب به ذهنتان می آید که" خوب ، این که رد شده" و " این یک شاخه جدیده"
حالا نمی دانم ، این واقعا برای خود بازیکن خوب است؟ نظرت چیه؟
ویشی : برای یک بازیکن داشتن یک نرم افزار خوب مهم است.
مسئله این است که این نرم افزار اغلب به شما آن چیزی را که می خواهید، نمی گوید. مثلا شما می خواهید یک حرکت گسترشی برای سفید پیدا کنید ولی آن در عوض برای سیاه پیدا می کند. اگر نرم افزار خوب داشته باشید ، شانس هایی که دارید بیشتر می شود و شما با اعتماد به نفس بیشتری ادامه می دهید. اگر ریسک می کنید و این احساس را دارید که برتری گرفته اید، این خوب است. اما کامپیوتر فقط به شما خواهد گفت که چگونه این وضعیت توجیه می شود.
کامپیوتر می تواند خیانتکار هم باشد! به علت برخی از مسائل پیچیده و گنگ ممکن است مانع از بازی کردن شما در روش های مورد علاقه تان شود.
من معتقدم، کامپیوتر ها، خصوصا نرم افزار های خیلی قوی ، بسیار مفید هستند؛ اما اگر کار کردن با کامپیوتر به معنی دست کشیدن از ریسک کردنتان باشد، شما را خواهد کشت. اما از طرف دیگر اگر شما را تشویق به انجام ریسک صحیح کند، در این صورت خیلی بهتر خواهد بود.
من فکر می کنم اداره کردن ( آنالیز با برنامه شطرنج) کار مشکلی است. بسیار قدرتمند است ولی ممکن است به شما آن چیزی را که می خواهید نگوید.
فردریک : و در مقایسه با آنالیزهای انسانی مثل کاسپاروف و کرامنیک چطور؟
ویشی : در مقایسه با انسان خیلی عجیب و غریب است. چون به اغلب چیزهایی که آنها به شما می گویند، می توانید تکیه کنید. و شما تقریبا قادرید بفهمید که چطور می توانید در صفحه آن را اجرا کنید.
در آخرین دور های مسابقات ، برخی از پیشنهاداتی که از کرامنیک گرفتم. بسیار هوشمندانه بود، با این توضیح که چرا باید این حرکات را انجام داد. یا گاهی اوقات گری داستانی را درباره حریف تعریف می کند که در لحظه بحرانی ممکن است بتواند بین انتخاب دو حرکت سرنوشت ساز کمک کند.
بنابراین این نوع همیاری بسیار بسیار متفاوت است.
فردریک : پس فریتز 12 توضیح نمی دهد که چرا و به شما داستانی درباره حریفتان نمی گوید...
ویشی : مشکلی که با فریتز 12 وجود دارد اینست که به غیر از مواقعی که مربی به نظر می رسد می خواهد به شما توهین کند، به ندرت به شما چیزی می گوید. مشکل رایانه ها اینست که آنها خیلی غیر قابل اتکا هستند. شما سعی می کنید وادارشان کنید برای سیاه کاری انجام دهند، و آنها برعکس بیشتر مسئله را مشکل تر می کنند. آنها هرگز متوجه آن چیزی را که می خواهید نمی شوند.
فردریک : ولی با این وجود از کامپیوتر ها متنفر نیستید. این طور نیست؟
ویشی : نه ، ابدا . رایانه ها اختراع فوق العاده ای هستند . شما می توانید آنها را وادار به کاری کنید و همزمان مشغول تماشای فیلمی باشید. این برای ما خیلی خوب است که احساس کنیم همیشه مشغول کاری هستیم.
نقل از chessboard