گفتگو با کارپوف درباره فیشر- قسمت اول

کارپوف: اسپاسکی قبل از عزیمت به ریکیاویک یک دوره آموزشی داشت. اما در واقع او چنان مشغول جمع کردن تیم و انجام آخرین تدارکات سفر بود که تمرکز زیادی روی شطرنج نداشت. من دو هفته در آن دوره آموزشی شرکت داشتم و اسپاسکی تقریبا هر روز گرفتار رفت و آمد به مسکو بود. آنجا از مسکو چندان دور نبود و حدود 60 کیلومتر با آن فاصله داشت اما وقتی هر روز مجبور به رفت و آمد باشید طبیعی است که نمی توانید تمرکز کنید. ما آنالیزهای زیادی انجام می دادیم. [افیم] گلر هم آنجا بود. سپس [نیکلای] کروگیوس آمد و بعد هم لیوو نی و تیم تشکیل شد. رویارویی ریکیاویک نزدیک بود و ما همه آنجا بودیم اما مهره اصلی (اسپاسکی) غیبت داشت. اسپاسکی فقط بعد از ظهرها در جلسات شرکت می کرد و همانطور که قبلا گفتم موضوع را خیلی جدی نگرفته بود.

فیسک: آیا آنجا یک مجتمع دولتی بود؟

کارپوف: نه، آنجا فقط یک پارک سلامتی بود.

KarpovOnFisher

افیم گلر، آناتولی کارپوف و سمیون فوران

فیسک: به نظر شما مشکل اسپاسکی چه بود؟ چرا به جلسات آموزشی نمی آمد؟

کارپوف: او خیلی به خودش مطمئن بود زیرا در بازی های قبلی آمار مثبتی داشت. اسپاسکی در بازی هایش در برابر فیشر پیش از رویارویی بسیار خوب بازی کرده بود. وی تقریبا مطمئن بود که علی رغم نتایج خیره کننده فیشر در مسابقات کاندیداها او را شکست خواهد داد. همه می دانستند که اسپاسکی در زمینه شطرنج مرد چندان سخت کوشی نیست. او نسبتا تنبل بود و زیاد روی شطرنج وقت نمی گذاشت. این دلیل اصلی شکست او در مقابل فیشر بود. اگر بازی ها خاطرتان باشد در بازی چهارم اسپاسکی با مهره سیاه نوآوری زیبایی را ارائه نمود که قبلا توسط او و تیمش تدارک دیده شده بود. من این نوآوری را می شناسم. اما اتفاقی که افتاد این بود که اسپاسکی سعی نکرده بود آن را به خاطر بسپارد زیرا در این صورت باید به یک برد اجباری دست می یافت.

گلر به من گفت که وقتی قبل از بازی خواستیم حرکت ها را با هم مرور کنیم پس از سه چهار حرکت اسپاسکی گفت "اوه، این خیلی مهم نیست چون من پشت میز این حرکات را پیدا خواهم کرد." این طور شد که هنگام بازی حرکات را به یاد نیاورد و بازی ای که در خانه تا نقطه پیروزی بررسی کرده بود پشت میز مسابقه نتوانست به برد برساند. این بازی بسیار مهمی بود زیرا اسپاسکی بازی اول را که بازی عجیبی بود برده بود. بهتر است بگویم اسپاسکی آن را نبرده بود بلکه فیشر آن را باخته بود. در دور دوم فیشر برای بازی حاضر نشد اما در دور بعدی برنده بازی فیشر بود. پس اگر اسپاسکی بازی چهارم را با مهره سیاه می برد به احتمال زیاد می توانست برنده رویارویی باشد. او بعد از بازی چهارم هم چندان خوب بازی نکرد.

هر دو شطرنج باز انرژی زیادی را صرف یازده بازی اول رویارویی کرده و مثل دو مشت زن خسته شده بودند. در نیمه دوم رویارویی اسپاسکی در خیلی از بازی ها امکان برد داشت اما او همه فرصت ها را از دست داد. بعد این فیشر بود که از همه فرصت ها به نحو احسن بهره برد. واقعا آن مسابقه اوج شطرنج بود.

فیسک: آیا شما هم به ریکیاویک رفته بودید؟

کارپوف: نه من به ریکیاویک نرفتم. این خطایی بود که سران ورزش اتحاد شوروی مرتکب شدند. از نظر آنها رفتن من به عنوان عضوی از تیم اسپاسکی فقط برای کسب تجربه و تماشای رویارویی قهرمانی جهان مفید بود. در یکی از نامه های رسمی فدراسیون شوروی یکی از سران وزارت ورزش نوشته بود که رفتن برای کارپوف خیلی زود است زیرا آنها آینده روشنی برای من در زمینه قهرمانی جهان متصور نبودند. (خنده)

من بازی های ریکیاویک را دنبال می کردم. ما برای المپیاد جهانی شطرنج آماده می شدیم. من بودم و [تیگران] پتروسیان و [پاول] کرس و [ویکتور] کورچنوی و [میخاییل] تال. بیشتر اوقات من به همراه کرس و کورچنوی به آنالیز مشغول می شدیم.

فیسک: کجا تمرین می کردید؟

کارپوف: نزدیک مسکو. آن تابستان را خوب به خاطر دارم چون بسیار گرم بود و اطراف مسکو پر از آتش. آتش ذغال کک. همه جا بوی دود می آمد. ما در شهر دوبنا بودیم. دوبنا به انستیتوی انرژی اتمیش مشهور بود و در آن زمان یکی از مراکز شطرنج شوروی به حساب می آمد. دانشمندان بسیاری شطرنج بازی می کردند و به این جهت از اینکه شطرنج بازان به شهرشان بیایند خوشحال می شدند. ما در هتلی در مرکز شهر مستقر بودیم. بازی های اسپاسکی در برابر فیشر را به همراه کرس و کورچنوی تجزیه و تحلیل می کردیم. من برای رسیدن اسپاسکی به پوزیسیونی برنده در مقابل دفاع آلخین راه هایی پیدا کرده بودم. فیشر دفاع آلخین بازی کرد و اسپاسکی فرصت کسب برتری بزرگی را از دست داد.

KarpovOnFisher

اسپاسکی به جهت آمار مثبتی که قبل از رویارویی در مقابل فیشر داشت به برد خود در مقابل فیشر مطمئن بود. عکس فوق مربوط به بازی آنها در المپیاد 1966 است.

فیسک: آنطور که به خاطر دارم گلر و کروگیوس به ریکیاویک رفته بودند.

کارپوف: تیم اسپاسکی شامل گلر، کروگیوس و لیوو نی از استونی بود. ما هم تیم خودمان را داشتیم. تیم اتحاد شوروی که مشغول آمادگی برای المپیاد شطرنج بود.

فیسک: وقتی اعضای تیم حرکات اسپاسکی در مقابل فیشر را می دیدند چه می گفتند؟

کارپوف: ما شاهد نبردی بزرگ و بسیار هیجان انگیز بودیم. در یکی از بازی هایی که ادامه اش به فردا موکول شد من و دوستان هم تیمی ام تحت تأثیر کیفیت آنالیز فیشر روی بازی قرار گرفتیم. در آن بازی فیشر برتری داشت اما پس از استراحت ادامه بسیار تند و تیزی را در پیش گرفت که نیاز به تجزیه و تحلیل عمیق داشت زیرا به نظر خطرناک می رسید. اما فیشر در بازی ای پر از پیچیدگی به پیروزی رسید. او نوآوری های بسیاری نیز در شروع بازی ارائه داد و روشن بود که از تدارکات بسیار خوبی برخوردار است.

فیسک: من می دانم که فیشر پیش از رویارویی اغلب 1.e4 بازی می کرد. کاریکاتوری روی جلد مجله چس لایف بود که اسپاسکی را پشت میز و تیم شوروی را در اطرافش تصویر کرده بود. یکی می پرسید: "اما بوریس اگر او 1.e4 نکند چه؟" آیا آنها خود را برای شروع بازی های گوناگون آماده کرده بودند یا بیشتر تمرکزشان روی e4 بود؟

کارپوف: من در تمام دوران تمرین همراه آنها نبودم اما فیشر باید 1.d4 بازی می کرد.

فیسک: کی به این جمع بندی رسیدید که اسپاسکی به سوی شکست در رویارویی پیش می رود؟

کارپوف: فیشر پس از باخت در بازی های اول به سرعت از حریف پیشی گرفت. اسپاسکی هیچ چیز در چنته نداشت و بسیار بد بازی می کرد. همانجا مشخص بود که فیشر شطرنج بهتری بازی می کند. کمی بعد دیگر همه می دانستند که فیشر برنده رویارویی است.

KarpovOnFisher

پس از اتفاقات عجیب و غریب ابتدای رویارویی، بابی فیشر به سرعت کنترل اوضاع را در دست گرفت.

فیسک: پس از باخت اسپاسکی بسیاری می گفتند که با او بدرفتاری شده است.

کارپوف: منظورتان از بدرفتاری چیست؟

فیسک: مقامات شوروی بسیار ناخشنود بودند. آنها روی این مسابقه حساب ویژه ای باز کرده بودند.

کارپوف: مقامات شوروی بسیار ناامید شده بودند. تا آن زمان شطرنج بازان در جامعه شوروی از امتیازات بسیاری برخوردار بودند. در سال های پس از آن رویداد ما مورد حملات بسیاری قرار گرفتیم. البته نه بلافاصله. در آن زمان روی جوایز مالیات نمی گرفتند. اسپاسکی جایزه کامل خود را بدون پرداخت هیچ مالیاتی دریافت کرد اما پس از آن شروع به رفتارهای عجیب کرد. شاید این بازتاب شکستش بود. در واقع او از لحاظ روانی احساس چندان خوبی نداشت و تا حدودی شروع به رفتارهای تکبرآمیز نمود.

او رهبران شوروی را ناامید و عصبانی کرده بود. آنها از آماده سازی وی حمایت کاملی نموده بودند اما درمورد تیم وی شرایطی تعیین کرده بودند که او دوست نداشت. آنها اصرار داشتند که او تعدادی از عناصر امنیتی را در تیم خود بگنجاند اما اسپاسکی علاقه ای به این کار نداشت. اسپاسکی از شرایط راضی نبود زیرا در انتخاب تیمش آزادی عمل نداشت و نمی توانست هر کس را می خواهد با خود ببرد و از طرفی حاضر به بردن نفرات تحمیلی هم نبود. به نظر من این دلیل اصلی نارضایتی ها بود.

به نظر این افراد اسپاسکی باید پس از باختش طور دیگری رفتار می کرد. او در زندگی شخصی اش با مشکلاتی مواجه بود و مورد انتقاد قرار داشت. در اتحاد شوروی بخش اخلاقی زندگی و قسمت خصوصی آن همواره تحت کنترل بود. از نظر آنها اسپاسکی رفتار خوبی نداشت. در نهایت سران اتحاد شوروی نه تنها به اسپاسکی بلکه به تمام امتیازات ما [شطرنج بازان] تاختند. در سال 1975 قانونی وضع شد که به موجب آن ما باید قسمتی از جوایز خود را که بخش بزرگی هم بود به دولت می دادیم.

فیسک: واقعا؟

کارپوف: در سال 1978 وقتی من در رویارویی مقابل کورچنوی برنده شدم فقط 20% از جایزه ام را دریافت کردم.

فیسک: و 80% بقیه را دولت برداشت؟

کارپوف: بله اما اسپاسکی در زمان خودش 100% جایزه اش را دریافت کرد.

فیسک: پس از آن به بعد شطرنج بازان با دردسرهای زیادی مواجه شدند.

کارپوف: قبل از باخت اسپاسکی به فیشر و حتی دو سال بعد از آن هم ما سهمی از جوایز به دولت پرداخت نمی کردیم. از درآمد بازی های نمایشی چرا اما از جوایز نه. در سال 1978 من بزرگترین قربانی این قانون شدم. من در فیلیپین پول خوبی گرفتم اما مجبور شدم بیشتر آن را به دولت بدهم.

فیسک: آیا شما اسم آن را مالیات می گذاشتید؟

کارپوف: نه در واقع این یک مالیات مستقیم نبود. ما باید این مبلغ را به وزارت ورزش می پرداختیم. آنها اسم آن را مشارکت در اشاعه ورزش و گسترش شطرنج در کشور گذاشته بودند.

فیسک: آیا اسپاسکی به فرانسه مهاجرت نکرد؟

کارپوف: بله اسپاسکی در سال 75 به فرانسه رفت. توصیف سران از رفتن او این بود: "دیگر کافی است. ما به شطرنج بازان همه نوع امتیازی داده ایم اما آنها در عوض رفتار درستی نداشته اند."

 
/ 0 نظر / 283 بازدید