مصاحبه ای با توپالف پس از فتح سوپر تورنمنت نروژ

 


وسلین توپالف در سال 2005 در آرژانتین، قهرمان (فیده) شطرنج جهان شد


آیا مگنوس کارلسن به تو تبریک یا چیز دیگری گفت؟

البته، او حال مساعدی نداشت و حتی بازی آخرش را باخت. اما چه می شود کرد؟ من تنها فردی نیستم که باید سرزنش شوم. به نظرم او در کل این تورنمنت بی تفاوت و بی علاقه بود.
 


مگنوس کارلسن پس از باخت دور آخرش در حال فرار از دست خبرنگاران


آیا فکر می کنی این اتفاق در دور اول بر روی هردوی شما تاثیر گذاشت؟

فکر می کنم زیاد تحت تاثیر قرار نگرفتم ولی در مورد "کارلسن" این طور نبود. یعنی برای من عادی بود. یک امتیاز، یک امتیاز است. من نسبت به بازی خودم احساس بدی داشتم چرا که پوزیسیون کاملاً عادی بود ولی او یکباره مرا به ناکجا آباد!! برد. من خیلی نگران شدم. بازی را بردم اما اگر همان گونه ادامه می دادم نتیجه چیز دیگری می شد. بنابراین اعتقاد ندارم که اتفاق عجیبی رخ داده باشد اما احتمالاً او را تحت تاثیر قرار داد. اگر شخصی یک بازی را به این شکل برنده شود و همین طور ادامه دهد تا تورنمنت را فتح کند بدین معنی نیست که بازیکن بازنده، بازی های باقیمانده را بد بازی کند.
 


لحظه ای در دور اول که داور به مگنوس کارلسن اعلام کرد بازی را به علت اتمام زمان باخته است


اما طی یک تقارن عجیب این چیزی بود که رخ داد.آیا تو به تقدیر اعتقاد داری؟ شاید این تقدیر بود.

توپالف: صادقانه بگویم، من اعتقادی به تقدیر ندارم و فکر نمی کنم این تقدیر بود. این که او دیر رسید و اطلاعی راجع به مقررات کنترل زمانی پیدا نکرد تنها یک شانس و اقبال نبود. اگر او به موقع می رسید احتمالا می شنید. خود من نیز در مورد کنترل زمان اطلاع نداشتم. به جز او همگی ما وقتی سرداور در این مورد صحبت کرد، در سالن حضور داشتیم و این یک اتفاق نیست. زیرا او تقریباً در همه مسابقات دیر می رسید. او قهرمان جهان است و شاید می خواست از عکاسان دوری کند.


آیا او برای بازی های دیگر نیز دیر می رسید؟

فکر می کنم او تقریباً همیشه دیر می آید. توجه دقیقی به این مسئله نداشتم اما معمولاً بله
 


اما تو واقعاً به کنترل زمانی اهمیت نمی دهی؟ چرا که هرگز مشکل زمانی نداری.

البته من بی تفاوت نیستم. اما از آنجا که در دو سال ابتدایی این تورنمنت حضور داشتم، فکر می کردم همه چیز مثل سابق است. اما وقتی شنیدم که سرداور درباره کنترل زمانی چیزی گفت متوجه نکته عجیبی شدم و در خلال بازی مجدداً سوال کردم و او تاکید کرد که افزایش زمان بعد از حرکت چهلم خواهد بود و تا انتهای بازی ادامه خواهد داشت و این کمی عجیب بود.
 


مفسر ابر تورنمنت شطرنج نروژ: خیلی خوش شانسی / توپالف: باور کنید تقصیر من نیست!


به صورت کلی فکر می کنی بهترین شیوه کنترل زمانی چیست؟ آیا  همین شیوه را برای کلیه تورنمنت ها می پسندی؟

کنترل زمانی فیده را دوست دارم. فقط احساس می کنم لازم است کمی زمان را کاهش داد. ولی نمی دانم بهترین شیوه چیست تا بتوان کیفیت بازی را حفظ کرد. اما فکر نمی کنم این مقدار زمان هم برای بازی لازم باشد. ما باید بین خستگی تماشاگران و سریع تمام شدن بازی، یکی را انتخاب کنیم. البته 7 ساعت برای یک مسابقه بسیار زیاد است. اما یک ساعت هم خیلی کم است. کنترل زمانی فیده کاملاً پویاست.


این حقیقت را که قبل از دور نهایی جنگ برسر مقام اول بین دو بازیکن مسن تورنمنت بود را چگونه توجیه می کنی؟

در این مورد توضیحی ندارم. بارها گفته ام که من خودم را به عنوان فرد مورد علاقه شطرنج دوستان، نمی دانم. بعد از مسابقات جبل الطارق که در اواخر ژانویه یا اوایل فوریه تمام شد، مدت ها بود بازی نمی کردم و فکر می  کردم که یک مسئله ی طبیعی باشد. بنابراین این تورنمنت به صورت نا مطمئن آغاز شد. ابتدا با "کارلسن" سپس "ناکامورا" یک برتری خیلی زیاد را از دست داد و این غیر معمول است. سپس من یک نتیجه خوب کسب کردم. اما "آناند" مثل همیشه خوب بازی کرد. فکر می کنم او همیشه برای کسب مقام اول می جنگد. نکته عجیب در آنجا برای من خوب بازی کردن "آناند" نبود بلکه نتایج خودم بود.
 


"سیلویو دانایلوف" (وسط) مدیر برنامه ها و استاد بزرگ "ایوان چپارینوف" دستیاز وسلین توپالف


مدیر برنامه هایت "سیلویو دانایلوف" دیروز اشاره کرد که به صورت عملی آماده مسابقات نمی شوی. آیا این درست است؟

من بازی هایی را که انجام می شود را می بینم و پیگیری می کنم. ولی نه مانند سابق و حداکثر 4 ساعت در روز و آن هم وقتی که دخترم در مهد کودک است. وقتی او ساعت 1 بر می گردد دیگر شطرنج کارکردن سخت می شود. مسلماً برای تورنمنت بسیار تدارک دیده بودم اما نمی توانم بگویم بیشتر از قبل.

من بازی ها را از طریق کامپیوتر می بینم و تحلیل می کنم. اما مثل گذشته جلسات آموزشی ندارم.


 

سیمولتانه ی چشم بسته / وسلین توپالف در شطرنج چشم بسته نیز تبحر خاصی دارد

به ما بگو این روزها انگیزه ها و اهدافت تا چه حد بزرگ است؟

در واقع خیلی بزرگ نیست. من سال گذشته در مسابقات خانتی مانسیسک ناامید شدم. اما امسال شانس زیادی برای رسیدن به تورنمنت کاندیداها دارم. ولی هنوز خیلی مطمئن نیستم. اگر قرارداد را نپسندم، نمی دانم که شرکت خواهم کرد یا نه. پیشنهادی برای رفتن به آمریکای جنوبی و انجام چندین مسابقه سیمولتانه دارم و شاید به آنجا بروم. اما انگیزه ام تنها کسب پول نیست بلکه به دست آوردن عنوان برای شرکت در مسابقات قهرمانی جهان است. بنابراین در آینده باید تصمیم بگیرم که چه کار کنم. در آن زمان باید ببینم چه کسانی حضور دارند، جایزه چقدر خواهد بود و مسائلی از این دست.
 


وسلین توپالف در حال گرفتن نشان افتخار از رئیس جمهور بلغارستان


به ما بگو به غیر از نتایج خودت در خانتی مانسیسک، از چه چیزی خوشت نیامد؟

من می گویم اگر شخصی مدتی طولانی تدارک ببیند امیدوار است که برنده شود. اگر کسی به من می گفت به مدت 2 ماه تدارک ببینم و در انتها در مسابقات 1- (من که 2- هم شدم!) می شوم ولی 40000 دلار می گیرم، شرکت نمی کردم. در خانتی مانسیسک وقتی متوجه شدم 5 دور مانده به پایان 2- هستم و هیچ شانسی برای قهرمانی ندارم و مجبورم یک هفته دیگر بازی کنم، هیچ انگیزه ای نداشتم. اگر به دنبال پول بودم جای دیگری را برای کسب همین مقدار پول با تلاش کمتر انتخاب می کردم.

توضیح: 2- به مجموع برد و باخت هایی توپالف در خانتی مانسیسک اشاره دارد. (2 پیروزی + 4 باخت = 2-)


اما این یک ورزش است و غیر ممکن است که نتیجه را بتوان پیش بینی کرد.

درست است. اما خود شخص نیز کمی باید حس کند که شانسی وجود دارد. من می دانم که در مقابل "ناکامورا"، "کاروآنا"، "آناند" و دیگر بازیکنان بازی خواهم کرد و لازم است از 2- به 3+ برسم و این کار راحتی نیست. از طرف دیگر انتظار نداشتم 5+ شوم.
 


دور آخر لینارس 2005: گری کاسپاروف در آخرین دیدار رسمی زندگی اش به وسلین توپالف باخت


تو دیگر خیلی جوان نیستی و خانواده داری. آیا برای یک رویارویی قهرمانی جهان دیگر آماده ای؟

فکر می کنم فقط یک حریف جوان می تواند "کارلسن" را شکست دهد. شاید "فابیانو کاروآنا" و شاید هم "آنیش گیری" که در حال حاضر پیشرفت خیلی زیادی داشته است و در مقابل "کارلسن" نتایج بهتری هم داشته است. البته یک تفاوت در کلاس آن ها وجود دارد. او هنوز فاصله بسیاری با کارلسن دارد. آن جوان چینی [وی یی] نیز می تواند این کار را انجام دهد اما فکر نمی کنم شخصی مسن تر از "کارلسن" بتواند. از نظر تئوری امکان پذیر است اما به نظر من عملی نیست. اگر شما "کارلسن" را با "آناند"، من یا هر کس دیگری طبق 10 معیار بسنجید، او در 8 معیار بالاتر و برتر است. انرژی، جوانی و ... و البته او توانایی های خیلی بالای شطرنجی دارد. بنابراین به نظر می رسد فقط افراد جوان تر از او نه تنها شانس بلکه انگیزه برای شکست او دارند.


در کنفرانس خبری نروژ گفتی که کامپیوتر هم اکنون باعث شده که بازیکنان برتر همواره به تساوی برسند. چه راه حلی برای حل این موضوع سراغ داری؟چه باید کرد؟

اگر بخواهیم صادق باشیم راه خاصی وجود ندارد و پیشنهاد خاصی ندارم. تنها پیشنهاد «شطرنج فیشر» است که من شخصاً آن را نمی پسندم. افراد حرفه ای به پوزیسیون های جدید عادت خواهند کرد اما برای طرفداران شطرنج این مساله بسیار دشوار خواهد بود. فرضاً شما یک کتاب می خرید و دفاع فرانسه را مطالعه می کنید و می خواهید عصر همان روز در باشگاه شطرنج آن را پیاده کنید. حال اگر بخواهید تمام این قوانین را تغییر دهید به عنوان یک آماتور کاملاً گیج می شوید. کتاب ها حاوی اطلاعات بسیاری هستند و از طرفی هم حاوی فرهنگ و تاریخچه شطرنج.

پوزیسیون استاندارد در شروع بازی کم و بیش متوازن و منظم است. اگر آن را تغییر دهید ممکن است در ابتدا جالب به نظر برسد ولی در نهایت کامپیوتر بهتر بازی خواهد کرد.
 


"پائولو کوئلیو" نوبلیست و نویسنده شهیر برزیلی در حال افتتاح سوپر تورنمنت صوفیه 2006


به نظرت قوانین صوفیه تساوی زیر چه نقشی در تورنمنت ها دارد؟

توپالف: سیلویو حدود 10 سال پیش این قوانین را وضع کرد و از آن زمان این قوانین باعث پیشرفت گردهمایی ها و تورنمنت های شطرنجی شد و حتی وقتی این قوانین اعمال نمی شود سازمان دهندگان ،بازیکنان و تماشاگران متوجه می شوند که نمی شود اجازه داد بازیها بعد از یک تعداد حرکت زیاد مساوی شود.

توضیح قانون صوفیه: مطابق این قانوان بازیکنان نمی توانند تساوی توافقی داشته باشند اما تساوی در اثر پات، تکرار حرکت و قانون پنجاه حرکت و مهره های ناکافی امکان پذیر است. سایر انواع تساوی تنها زمانی پذیرفته می شوند که داور وضعیت را مساوی تشخیص دهد.
 


یکی از علاقه مندان سوال می کند احساست درباره غیبت کاریاکین در استاوانگر چیست؟ او دو تورنمنت قبلی را فتح کرده اما این بار دعوت نشد.

فکر نمی کنم او به دلایل سیاسی دعوت نشده باشد. فقط به خاطر قوانینی است که تنظیم شده تا تنها 10 نفر برتر ریتینگ جهانی دعوت شوند. من شخصاً تظرم را به برگزارکنندگان گفتم. این که باید یک چینی، یک آمریکایی، یک روس و یک هندی دعوت شوند. این مساله برای هر رویداد بزرگی بهتر است حتی اگر باعث کم شدن کیفیت تورنمنت به میزان کمی شود. چه فرقی می کند از بین نفرات 1 تا 9 جهانی مثلا نفر چهارم نباشد. کیفیت تورنمنت همچنان بالا خواهد بود اما چین یک بازار پتانسیل بزرگ برای بازیکنان است.
 

 
توپالف سابقه کسب اسکار شطرنج را نیز دارد


می دانی که بعد از فتح سوپر تورنمنت نروژ و گرفتن جایزه ات، جشن تولد چهل سالگی کرامنیک برگزار شد. آیا دوست داری برای او آرزویی کنی؟

توپالف: البته که نه!!!

توضیح بیشتر: با توجه به کدورت دیرینه بین این دو بازیکن، این پاسخ توپالف خیلی هم غیرمنتظره نیبود. در سال 2006 در جنجالی ترین رویارویی قهرمانی شطرنج جهان، "ولادیمیر کرامنیک" با غلبه بر "وسلین توپالف" قهرمان شطرنج جهان شد اما "توپالف" حریف را با توجه به وجود کابل مشکوکی در توالتش به تقلب متهم کرد. آن ماجرا [آن هم با توجه به این که رویارویی در روسیه یعنی زادگاه کرامنیک برگزار می شد] جنجال های زیادی به راه انداخت به طوری که حتی رویارویی برای مدتی به حالت تعلیق در آمد (کرامنیک در دور پنجم پشت میز حاضر نشد و باخت غیبت خورد). همچنین کار به جایی رسید که بسیاری از رسانه های دنیا از رویارویی قهرمانی شطرنج جهان 2006 با عنوان جنگ توالت!! یاد کردند و حتی کتابینیز در این زمینه نگاشته شد. از آن زمان به بعد رابطه بین این دو سوپر استاد بزرگ به شدت شکراب است و هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر ندارند و حتی در آغاز دیدارهای بعدی شان در تورنمنت های مختلف به یکدیگر دست نمی دهند.
 


تو با او رابطه ای نداری و علاقه ای به برقراری ارتباط نداری. چرا؟

چطور می توان با او ارتباط برقرار کرد؟ سال گذشته گفتم او خوش شانس ترین فرد در تاریخ شطرنج است. او شانس شرکت در تمام مسابقات را به دلایل سیاسی کسب کرد. وقتی من قرارداد شرکت در رویارویی قهرمانی جهان را در الیستا امضا کردم، او در روسیه نفر سوم بود. یعنی مشخص است که این انتخاب ورزشی نبود. این شخص همان کسی است که مدام می گفت "کاسپارف" باید در مسابقه انتخابی شرکت کند. وقتی او در لندن به صورت مشترک اول شد تلاش زیادی صورت گرفت تا "کارلسن" را از شرکت در مسابقه منصرف کنند و او را جایگزین کنند و این اتفاقی است که همواره می افتد. او در میز 1 بازی می کرد در حالی که نفر سوم ریتینگ بود و این فقط به خاطر حمایت های سیاسی است.
 


نمایی از لحظه آغاز جنجالی ترین دوره رویارویی های تاریخ قهرمانی شطرنج جهان / 2006، الیستا


بنابراین فکر می کنی این یک توطئه ی جهانی است؟

مشابه این قضیه در دهه ی 70 در مورد "آناتولی کارپف" اتفاق افتاد. "کارپف" نورچشمی حزب «پولیت بورو» بود اما حداقل "کارپف" بر خلاف "کرامنیک" بازی کرد و مسابقات انتخابی را برد.



اما این دلیل صحبت نکردنت با کرامنیک نیست. تو قرارداد مسابقه را امضا کردی و در آن مسابقه با او صحبت کردی و دست دادی. شاید دلیل دیگری وجود داشته باشد.

البته، همواره گفته ام و هنوز هم اعتقاد دارم در الیستا مسائلی رخ داد. اگر شما احساس می کنید از بین بردن مدارک و ویدیوهای رسمی امری عادی است، این مساله دیگری است.

Veselin Topalov   Vladimir Kramnik   NorwayChess 2015   Magnus Carlsen
Topalov-Kramnik   World Chess Match 2006  Elista  Russia  Chess Oscar


علی وحدت دوست (تهران - ایران)

شطرنج باز، دکترای هوا فضا از دانشگاه خایی اوکراین، کارشناس ارشد MBA
و کارشناس مهندس مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف

منبع خبر: سایت آچمز
/ 0 نظر / 173 بازدید